تاریخچه حقوق بشر در ایران
از کوروش بزرگ تا تهران ۱۹۶۸ و ایران امروز
تاریخ ایران در زمینه داد، کرامت انسان، مدارا و حقوق اجتماعی، تاریخی طولانی و چندلایه است. از دوران کوروش بزرگ و استوانه مشهور او تا حضور فعال ایران در شکلگیری نظام بینالمللی حقوق بشر در قرن بیستم، نقاط مهمی در این مسیر دیده میشود.
اما تاریخ حقوق بشر ایران تنها تاریخ دستاوردها نیست. در دورههای مختلف، جامعه ایران با محدودیتهای سیاسی، بازداشت، شکنجه، اعدام، تبعیض و سرکوب نیز روبهرو بوده است.
سازمان حقوق بشر کوروش بزرگ
این تاریخ را بر پایه اسناد و منابع معتبر بازخوانی میکند؛ تا گذشته را بشناسیم، حقیقت را حفظ کنیم و تجربه تاریخی ایران را در خدمت آیندهای آزاد و انسانی قرار دهیم.
۵۳۹ پیش از میلاد
کوروش بزرگ و استوانه کوروش
پس از ورود کوروش بزرگ به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، متنی به خط میخی اکدی بر یک استوانه گِلی نوشته شد که امروز با نام «استوانه کوروش» شناخته میشود.
این متن از بازسازی نیایشگاهها، بازگرداندن پیکرههای مذهبی و بازگشت برخی مردمان جابهجا شده به سرزمینهایشان سخن میگوید. در دوران معاصر، استوانه کوروش به نمادی از مدارا، داد و شیوه متفاوت فرمانروایی تبدیل شده است. در عین حال، از نظر تاریخی باید میان این سند با مفهوم مدرن «اعلامیه حقوق بشر» تفاوت قائل شد. ارزش تاریخی آن در شناخت شیوه حکومت، سیاست دینی و رفتار کوروش با مردمان امپراتوری هخامنشی است.
۱۹۴۸
ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر
در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸، مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد. این سند مجموعهای از حقوق بنیادین انسان، از جمله حق زندگی، آزادی، امنیت، آزادی اندیشه و مذهب، آزادی بیان و حق برخورداری از دادرسی عادلانه را به رسمیت شناخت.
۱۹۶۸
نخستین کنفرانس بینالمللی حقوق بشر سازمان ملل در تهران

از ۲۲ آوریل تا ۱۳ مه ۱۹۶۸، تهران میزبان نخستین کنفرانس بینالمللی حقوق بشر سازمان ملل متحد بود. نمایندگان ۸۴ کشور، همراه با نمایندگان و ناظران نهادهای سازمان ملل، سازمانهای بینالمللی و نهادهای غیردولتی در این کنفرانس حضور داشتند. هدف اصلی کنفرانس، بررسی پیشرفتها و موانع بیست سال پس از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر و بررسی راههای تقویت حقوق و آزادیهای بنیادین بود.در ۱۳ مه ۱۹۶۸، اعلامیه تهران به اتفاق آرا به تصویب رسید. این سند بر مسئولیت جامعه بینالمللی در احترام و حمایت از حقوق و آزادیهای بنیادین بدون تبعیض تأکید کرد.
شاهدخت اشرف پهلوی
ریاست کنفرانس بینالمللی حقوق بشر تهران

در کنفرانس بینالمللی حقوق بشر تهران، شاهدخت اشرف پهلوی به ریاست کنفرانس انتخاب شد. اسناد رسمی سازمان ملل او را رئیس کنفرانس بینالمللی حقوق بشر تهران معرفی میکنند. این رویداد یکی از مهمترین نمونههای حضور ایران در دیپلماسی بینالمللی حقوق بشر در قرن بیستم بود و تهران را برای چند هفته به یکی از مراکز اصلی گفتوگوی جهانی درباره حقوق بشر تبدیل کرد.
از ماههای پیش از شورش ۱۳۵۷ تا امروز
خشونت سیاسی، سرکوب و نقض حقوق بشر
برای شناخت وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی، باید به ماههای پیش از فروپاشی حکومت پادشاهی پهلوی و فضای خشونت، رعب و ناامنی ناشی از اقدامات گروههای اسلامگرا و جریانهای چپ، بازگشت.
در آن دوره، همزمان با گسترش اعتراضات سیاسی، ایران شاهد آتشزدن اماکن عمومی، حمله به سینماها و مشروبفروشیها، تهدید و آزار زنان، فشارهای سیاسی و مذهبی و افزایش خشونت در خیابانها بود.
۲۸ مرداد ۱۳۵۷
آتشسوزی سینما رکس آبادان
در ۱۹ اوت ۱۹۷۸، سینما رکس آبادان در هنگام نمایش فیلم به آتش کشیده شد و صدها نفر از تماشاگران جان خود را از دست دادند.
برخی منابع تاریخی شمار قربانیان را ۳۷۷ نفر و برخی منابع رقمی نزدیک به ۴۰۰ نفر یا بیشتر ذکر کردهاند.
در روزها و ماههای پس از حادثه، شورشیان ۵۷ مسئولیت آتشسوزی را متوجه حکومت و ساواک کردندو این واقعه نقش مهمی در گسترش اعتراضات ضدحکومتی داشت. پژوهشهای تاریخی منتشرشده در دهههای بعد، از جمله پژوهشهای مرتبط با دانشنامه ایرانیکا، آتشافروزی سینما رکس را به عناصر افراطی اسلامگرا نسبت دادهاند. سینما رکس یکی از مرگبارترین وقایع ماههای منتهی
به انقلاب ۱۳۵۷ و نمونهای مهم از تأثیر خشونت سیاسی بر افکار عمومی آن دوره بود.
تهدید و فشار بر زنان بیحجاب
در ماههای منتهی به شورش ۵۷ و سپس در نخستین هفتهها و ماههای پس از آن، زنان بیحجاب و زنانی که با تحمیل پوشش مذهبی مخالفت میکردند، با تهدید و آزار گروههای مذهبی و انقلابی روبهرو شدند. شعار
«یا روسری یا توسری»
یکی از شناختهشدهترین نشانههای این فضای تهدیدآمیز بود. در برخی شهرها نیز گزارشها و بیانیههای همان دوره از تهدید زنان بیچادر به ضربوشتم، چاقوکشی، آتشزدن و اسیدپاشی حکایت داشتند.
پس از سخنان روحالله خمینی درباره پوشش زنان شاغل در ادارات دولتی در اسفند ۱۳۵۷، هزاران زن علیه تحمیل حجاب و محدود شدن حقوق خود در تهران و شهرهای دیگر دست به اعتراض زدند. برخی از این تجمعات با حمله و آزار نیروهای مذهبی روبهرو شد.
بهمن و اسفند ۱۳۵۷
آغاز محاکمات و اعدامهای انقلابی
تنها چند روز پس از پیروزی شورشیان ۵۷، دادگاههای انقلاب فعالیت خود را آغاز کردند. مقامهای سیاسی و نظامی حکومت پیشین بازداشت شدند و شماری از آنان در محاکماتی بسیار کوتاه به اعدام محکوم شدند. این زندانیان در بسیاری از موارد بدون دسترسی مؤثر به وکیل، بدون برخورداری از فرصت کافی برای آمادهسازی دفاع و بدون طی یک روند قضایی کامل و مستقل، در دادگاههایی محاکمه شدند که فاقد بسیاری از معیارهای شناختهشده دادرسی عادلانه بودند و سپس احکام اعدام آنان بهسرعت اجرا شد.
نخستین اعدامها
1. Februar 1979 (Bahman 1357)
- Nematollah Nassiri (نعمتالله نصیری)
- Mehdi Rahimi (مهدی رحیمی)
- Reza Naji (رضا ناجی)
- Manouchehr Khosrodad (منوچهر خسروداد)
- Salar Jaf (سالار جاف)
- Manouchehr Azmoun (منوچهر آزمون)
- Mahmoud Jafarian (محمود جعفریان)
- Parviz Nikkhah (پرویز نیکخواه)
- Amir Houshang Amjadi (امیرهوشنگ امجدی)
- Parviz Amini Afshar (پرویز امینی افشار)
- Hossein Hamadian (حسین همدانیان)
- Mostafa Mohagheghi (مصطفی محققی)
2. März 1979 (Esfand 1357)
- Nader Jahanbani (نادر جهانبانی)
- Nasser Moghadam (ناصر مقدم)
- Valiollah Zand-Karimi (ولیالله زندکریمی)
- Gholamhossein Daneshi (غلامحسین دانشی)
- Ahmad Bidabadi (احمد بیدآبادی)
- Fakhr Modarres (فخر مدرس)
- Ali Akbar Yazdjardi (علیاکبر یزدجردی)
- Mostafa Zamani (مصطفی زمانی)
- Abdullah Khajeh-Nouri (عبدالله خواجهنوری)
- Jahangir Tarokh (جهانگیر تارخ)
3. April 1979 (Farvardin 1358)
- Amir-Abbas Hoveyda (امیرعباس هویدا)
- Amir Hossein Rabii (امیرحسین ربیعی)
- Gholam Reza Nikpey (غلامرضا نیکپای)
- Abbas Ali Khalatbari (عباسعلی خلعتبری)
- Mansour Rouhani (منصور روحانی)
- Gholamreza Kianpour (غلامرضا کیانپور)
- Farrokhroo Parsa (فرخرو پارسا)
- Habib Elghanian (حبیب القانیان)
- Ali Neshat (علی نشاط)
- Mohammad Taqi Majidi (محمدتقی مجیدی)
- Abdullah Riazi (عبدالله ریاضی)
- Hossein Ali Bayat (حسینعلی بیات)
- Allameh Vahidi (علامه وحیدی)
- Ali Hojjat Kashani (علی حجت کاشانی)
این اعدامها از نخستین نمونههای محاکمات و مجازاتهایی بودند که شورشیان ۵۷، پس از به دست گرفتن قدرت، علیه مقامات حکومت پیشین به اجرا گذاشتند.
دادرسیهای سریع و بدون تضمین کافی
بسیاری از محاکمات نخستین ماههای پس از انقلاب فاقد تضمینهای شناختهشده دادرسی عادلانه بودند.
دسترسی مؤثر به وکیل، فرصت کافی برای دفاع، رسیدگی علنی و امکان واقعی تجدیدنظر در بسیاری از پروندهها وجود نداشت یا بهشدت محدود بود.
Amnesty International از همان فوریه ۱۹۷۹ خواستار توقف اعدامها و رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه شد.
امیرعباس هویدا
قتل نخستوزیر پیشین ایران در جریان محاکمات شورشیان
امیرعباس هویدا، نخستوزیر پیشین ایران، پس از پیروزی شورشیان ۵۷ بازداشت و به مدرسه رفاه، یکی از مراکز اصلی نیروهای اسلامگرا، منتقل شد.
نخستین جلسه محاکمه او در ۱۵ مارس ۱۹۷۹ برگزار شد. جلسه دوم در ۷ آوریل همان سال در زندان قصر تشکیل شد و تنها چند ساعت به طول انجامید. هویدا در جریان این روند قضایی، بدون برخورداری از وکیل و بدون فرصت کافی برای دفاع مؤثر از خود، در محوطه زندان قصر با شلیک گلولهاز پشت سر به قتل رسید.
نحوه بازداشت، محاکمه و کشتهشدن هویدا از نخستین نمونههای آشکار فقدان تضمینهای دادرسی عادلانه در رژیم جمهوری اسلامی بود و فضای خشونتآمیز ماههای نخست پس از شورش را نشان میداد؛ فضایی که در آن برخورد با بسیاری از نیروهای ملی و مخالفان سیاسی، بهجای طی یک روند قضایی مستقل و منصفانه، با محاکمات شتابزده و مجازاتهای فوری همراه شد.
۱۳۵۸ تا اوایل دهه ۱۳۶۰
گسترش بازداشت، سرکوب و اعدام
در ماهها و سالهای نخست استقرار رژیم جمهوری اسلامی، دامنه سرکوب سیاسی ابتدا متوجه بسیاری ازمقامات , ارتشیان حکومت پادشاهی پهلوی ، نیروهای ملی، مخالفان سیاسی و منتقدان نظام تازهتأسیس شد و بهتدریج فعالان مدنی، اقلیتهای قومی و دینی و دیگر دگراندیشان را نیز دربر گرفت.
با تشدید اختلاف بر سر تقسیم قدرت میان جریانهای اسلامگرا و نیروهای چپ ، بخشی از گروههایی که خود در روند شورش ۱۳۵۷ نقش داشتند نیز هدف برخوردهای امنیتی و سرکوب قرار گرفتند. سازمان مجاهدین خلق، حزب توده، چریکهای فدایی و نیروهای مصدقی از جمله جریانهایی بودند که در سالهای بعد با بازداشت، محدودیت فعالیت، محاکمه، زندان و در مواردی اعدام اعضا و هواداران خود روبهرو شدند.
بازداشتهای گسترده
شمار زیادی از شهروندان به دلیل وابستگی واقعی یا ادعایی به گروههای سیاسی، حکومت پیشین یا مخالفت با نظام جدید بازداشت شدند.
اعدام مخالفان سیاسی
در سالهای نخست رژیم جمهوری اسلامی، صدها و سپس هزاران نفر در ارتباط با پروندههای سیاسی، امنیتی و دیگر اتهامات اعدام شدند.
بسیاری از این احکام پس از دادرسیهایی صادر شدند که سازمانهای حقوق بشری آنها را فاقد استانداردهای کافی دادرسی عادلانه دانستهاند.
شکنجه و بدرفتاری
گزارشهای حقوق بشری از شکنجه، ضربوشتم، شلاق، تجاوز , سنگسار , قطع اعضای بدن,بازداشت انفرادی، فشار روانی و گرفتن اعتراف از زندانیان سیاسی در این دوره خبر دادهاند.
تابستان ۱۳۶۷
اعدام گسترده زندانیان سیاسی
در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی در زندانهای مختلف ایران بهطور مخفیانه اعدام شدند. بسیاری از قربانیان پیشتر محاکمه شده بودند
و در حال گذراندن محکومیت خود بودند. آنان در برابر هیئتهایی قرار گرفتند که بعدها در ادبیات سیاسی و حقوق بشری با عنوان «هیئتهای مرگ» شناخته شدند.
بسیاری از اعدامشدگان بدون اطلاع خانوادههایشان در گورهای جمعی یا محلهای نامعلوم دفن شدند. گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره ایران
این اعدامها، ناپدیدسازیهای قهری و دیگر اعمال مرتبط را در چارچوب نقضهای شدید حقوق بشر و جرایم بینالمللی بررسی کرده است.
حق خانوادهها برای دانستن حقیقت، شناسایی محل دفن قربانیان و پاسخگویی مسئولان همچنان یکی از مهمترین موضوعات دادخواهی در ایران است.
از مطالبه آزادی تا دادخواهی
تاریخ معاصر حقوق بشر در ایران، تاریخ تلاش شهروندان برای آزادی، برابری و پاسخگو کردن قدرت است. در کنار این تلاشها، سرکوب اعتراضات و بیپاسخ ماندن بسیاری از موارد نقض حقوق بشر نیز بارها تکرار شده است.
۱۸ تیر ۱۳۷۸؛ جنبش دانشجویی: اعتراض دانشجویان پس از توقیف روزنامه سلام و برخورد با کوی دانشگاه تهران، به یکی از رویدادهای برجسته در مطالبه آزادی بیان و حق اعتراض بدل شد. Amnesty International
۱۳۸۸؛ جنبش سبز: اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری، بار دیگر حق مشارکت سیاسی، آزادی تجمع و امنیت معترضان را در کانون توجه قرار داد. بازداشتها و برخورد با معترضان، پرسش دادخواهی و پاسخگویی را پررنگتر کرد. Amnesty International
۱۳۹۶؛ اعتراضات سراسری: اعتراضاتی که از مطالبات اقتصادی آغاز شد، به شهرهای مختلف گسترش یافت. گزارشهای حقوق بشری، برخورد با معترضان در این دوره را بخشی از الگویی دانستهاند که در اعتراضات بعدی نیز تکرار شد. Amnesty International
۱۳۹۸؛ اعتراضات آبان: پس از افزایش قیمت بنزین، اعتراضات سراسری با سرکوب مرگبار و قطع گسترده اینترنت روبهرو شد. ثبت نام کشتهشدگان و روشن شدن آنچه رخ داد، همچنان از خواستههای اصلی خانوادهها و مدافعان حقوق بشر است. Amnesty International
۱۴۰۱؛ خیزش «زن، زندگی، آزادی»: جانباختن ژینا مهسا امینی در بازداشت، اعتراضاتی سراسری را برانگیخت. این خیزش، حقوق زنان، آزادیهای فردی و حق زندگی بدون تبعیض را در مرکز مطالبات قرار داد و با کشته شدن معترضان، بازداشتهای گسترده و گزارشهای شکنجه و خشونت جنسی همراه شد. Amnesty International
کشتار معترضان
دی ۱۴۰۴؛: اعتراضاتی که در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، در دی ۱۴۰۴ با سرکوبی گسترده روبهرو شد. عفو بینالملل از کشتار هزاران معترض و رهگذر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، همراه با قطع اینترنت، بازداشتها و فشار بر خانوادههای جانباختگان گزارش داده است. مستندسازی مستقل و پیگیری مسئولیت عاملان این رویداد، ضرورتی فوری برای دادخواهی است. Amnesty International
این رویدادها همه تاریخ حقوق بشر ایران نیستند؛ اما نشان میدهند چرا ثبت شهادتها، حفظ اسناد، شناسایی قربانیان و پیگیری حقیقت باید کاری پیوسته باشد.
امروز
تداوم چالشهای حقوق بشر
اعدام و حق حیات
مجازات اعدام در دهههای بعد نیز به شکل گسترده ادامه یافت.
زندانیان سیاسی و امنیتی و همچنین افرادی محکوم به جرایم دیگر
با مجازات مرگ روبهرو بودهاند.
زندانیان سیاسی و عقیدتی
فعالان سیاسی و مدنی، روزنامهنگاران،
وکلا، دانشجویان، مدافعان حقوق بشر
و اعضای برخی اقلیتهای دینی
در دورههای مختلف بازداشت و زندانی شدهاند.
حقوق زنان
حجاب اجباری، تبعیضهای قانونی،
محدودیتهای خانوادگی و برخورد با زنان معترض
و فعالان حقوق زنان از موضوعات مستمر
گزارشهای حقوق بشری درباره ایران بوده است.
شکنجه و دادرسی ناعادلانه
گزارشهای متعدد از شکنجه و بدرفتاری،
اعترافات اجباری، انفرادی طولانیمدت،
محدودیت دسترسی به وکیل
و محاکمات فاقد تضمینهای کافی منتشر شدهاند.
اقلیتهای دینی و قومی
برخی جوامع دینی و قومی،
از جمله بهاییان، مسیحیان، دراویش،
کردها، بلوچها، عربها و دیگر گروهها
با مواردی از تبعیض، محدودیت و برخورد امنیتی مواجه بودهاند.
آزادی بیان و اعتراض
بازداشت روزنامهنگاران و فعالان،
محدودیت رسانهها و اینترنت
و برخورد با تجمعات و اعتراضات
از موضوعات مهم حقوق بشر در دهههای اخیر بودهاند.
ثبت حقیقت، حفظ حافظه تاریخی
شناخت گذشته، بخشی از مسئولیت ما در برابر آینده است.
از اعدامهای نخستین سالهای رژیم جمهوری اسلامی و سرکوب سیاسی دهه ۱۳۶۰ تا اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، خانوادههای بسیاری همچنان در جستوجوی حقیقت و دادخواهی بودهاند. Amnesty International
این تاریخ در همان دهه متوقف نشد. سرکوب جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اعتراضات جنبش سبز در ۱۳۸۸، اعتراضات سراسری ۱۳۹۶، کشتار معترضان در آبان ۱۳۹۸، سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ و کشتار معترضان در دی ۱۴۰۴، هر یک پروندههایی دارند که باید با دقت بررسی و مستند شوند. www.amnesty.org
سازمان حقوق بشر کوروش بزرگ میکوشد با تکیه بر اسناد معتبر، شهادتها و روشهای دقیق مستندسازی، به حفظ نام و روایت قربانیان و پیگیری حقیقت کمک کند؛ زیرا ثبت حقیقت، آغاز مسیر دادخواهی است.
